سالیانی
به عدد انگشتان یک دست می گذرد که لطف مسئولان استان در ازای هیچ و هیچ! و
بدون دلیل ، شامل حال مردمان منطقه محروم دهستان های سفید
کوه(پشتکوه)گردید و متاسفانه خروارها زباله ی تر وخشک همراه با زباله های
بیمارستانی اتفاقی(به قول محیط زیست مازندران)روزانه به این منطقه منتقل
میگردد و این هجوم نابرابر به قیمت تخریب ونابودی خاک،آب و هوا ، جان افراد
و بروز بیماری های مختلف تمام شده که میتوان آنرا تهدیدی بزرگ برای
دهستان های سفید کوه وحومه دانست.
مدیران استان از نمایندگان مجلس گرفته تا استاندار و
فرماندار و بخشدار و...در این زمینه با مردم منطقه بازی گل یا پوچ نمودند
،در حالی که هیچ وقت در مشتشان گلی نبوده وگفتمان ضد و نقیض آنان نیز
هیچگاه گرهی بازننمود. . با جستجو در خبرهای زباله ایی در این چند سال ،
افراد مرتبط تنها به وعده و وعید اکتفا کرده وحتی تا تولید برق از زباله ها
نیز پیش رفتند که ار آن خبری نشد و هیچ اطلاع رسانی در موردشنیز نشده است و
این سیکل وعده دادن توسط افرادی با مسئولیت های مختلف همچنان ادامه دارد.
شاید بتوان گفت عدم پیگیری رسانه ایی یکی از خوش خدمتی
های فرض شده در این زمینه به مسئولانی که زیاد نمی خواهند در دوران خدمتشان
به چالش کشانده شوند ،باشد که بدور از اخلاق حرفه ای اهالی رسانه می باشد.
توجه به حق مردم در دستيابي به اطلاعات سازنده و مفيد، شجاعت در نقل
حقايق، تاكيد بر صداقت و عينيت خبر و احتراز از تحريف اخبار،خودداري از مكر
و خدعه در خبر کمترین وظیفه یک رسانه اسلامی می باشد. بدون هیچ تعارفی
باید گفت که محرومیت و استضعاف شدیدی در انتقال اخبار و مشکلات مناطق
روستایی در تمامی رسانه های استان،بخصوص در مورد دپوی زباله به گویچاله
ولویه وجود دارد.
نمی دانیم اگر رسانه ها به این مهم و مشکلات موجودش نپردازند،پس وظیفه چه کسی است که اطلاع رسانی نماید؟
باید گفت که شهرداری چی ها هنوز به وظایف خویش در انتقال
زباله ها آشنا نبوده و یا اینکه با سواستفاده ازموقعیت موجود، بی قانونی را
سرلوحه انتقال زباله به گویچاله ولویه قرار داده اند و گوئیا هیچ نظارتی
نیز بر عملکرد موجود وجود ندارد.(بعنوان نمونه: ریخته شدن شیرابه ها در
مسیر به عمد و یا سهو-عبور کامیونت ها در روز برای تخلیه زباله – عدم دفن
صحیح زباله ها – عدم آهک پاشی روی زباله و ضدعفونی نشدن محیط – حصار
نامناسب دور گویچاله ی روستای ولویه – رفت و آمد مکرر زاغک ها و حیوانات
وحشی جونده جهت تغذیه زباله ها و انتقال ریز زباله ها توسط آنان به کل
منطقه و عدم توجه به این حیوانات پخش کننده عوامل بیماریزا – رها شدن
شیرابه ها در اطراف و پشت سد خاکی که نفوذ شیرابه باری به جهت از آن بسیار
سهل و آسان می باشد -مرتع بخشی به شهرداری جهت وسعت دادن به محل دپوی
زباله بدون در نظر گرفتن پوشش گیاهی منطقه و احتمال خشک شدن یا قطع درختان
اورس-برداشتن و امحای تابلوی ابتدای حوزه استحفاظی استان سمنان و انتهای
حوزه استحفاظی استان مازندران و....)
چه کسی باید بنویسد که چرا شیرابه های زباله از مبدا الی
مقصد سطح جاده را پوشانده که این امر باعث آلودگی شدیدو گسترش عوامل
بیماریزا و عفونی در طول مسیر و همچنین لغزنده شدن جاده می شود که بالطبع
مخاطراتی را رقم زده و می زند.
چه کسی باید فریاد بزند که علیرغم نارضایتی اهالی این
منطقه و مناطقی از استان سمنان هنوز زباله ها در گویچاله روستای ولویه
تخلیه می گردد و هیچ کس از اهالی رسانه از چرایی قضیه نپرسیده و لام تا کام
از نارضایتی مردم حرفی زده نمی شود.
چه کسی باید تصویر غربت و ظلم بالسویه به این دیار، که
مقابل عدالت است را به تصویر بکشد و اذهان عموم را روشن نماید که چرا پس از
5سال شیرابه ها تسویه نشده و از کنار و گوشه گویچاله ولویه ،سر از دره های
اطراف در می آورد؟
چه کسی باید با اطلاع رسانی و پیگیری های خود به مسئولان
بقبولاند که مردمان دهستانهای سفید کوه را خارج از محدوده ی استان ندانند و
با تلاش حداکثری خود لااقل به حرف هایی که خود بارها زده اند(در مورد
کمپوست یا کارخانه زباله سوزو یا راه های جدیدتر) جامه ی عمل بپوشانند و
مردم را از تهدیدات زباله و شیرابه های آن نجات دهند.
و گرچه روی سخنم با تمامی اهل رسانه استان مازندران می
باشد ولی از سکوت سنگین وتاسف برانگیز رسانه های مجازی منطقه چهاردانگه
ساری بسیار متعجب می باشم،گویا هیچ اتفاقی نیفتاده و نخواهد افتاد وگویا
متوجه مرگ خاموش منطقه نیستند.امیدواریم تلاشگران عرصه مجازی کمی نیزمتوجه
این تهدید باشند و تا دیر نشده با قلم توانای خود مسئولان استان را متقاعد
نمایند که هر چه سریعتر فکری به حال زباله های شهر ساری نمایند.
ودر این شب جمعه فاتحه ایی نثار چوپانی می کنیم که در
شیرابه های زباله در گویچاله کیاسر خفه شد و فرزندانش یتیم شدند و در این
میان رسانه های استان سکوت کرده و همه چیز به خوبی تمام شد و این قتل نفس
مقصری نداشت.